تبليغاتX
درختان عقیم
................

 زمانه ،زمانه ی نگاشتن است وقلم ابزار آن.آگاهی هدف را می سازد وهدف در هنگامه ی نگاشتن جز به قامت آگاهی ساز نمی آید؛پس دراین تسلسل ،ابتدایی ترین نیاز، آزادی است برای درک و مفاهمه.

اما هرآزادی راتنگنایی است،که نخستین خط ،خط کاغذ است ونخستین حد،محدودیت کلمات در بیان مقاصد؛ که یا قاصرند ابراز را ویا فارغند ایجاز را.اطناب کلام دمار از روزگار در می آورد و رسایی آن،دادن شمشیر است مر زنگی مست را. اما زمانه ،زمانه ی نگاشتن است با ابزاری شکسته ،آگاهیی محدود و هدفی نامشخص .آزادی نمی یابم، خطوط صفحه را به سیاهی کشیده اند وحدود حرفی باقی نگذاشته اند. مقاصدمان به پیش پایمان محدودند وقدمهایمان طاقت باز شدن ندارند.

اما زمانه ،زمانه ی نگاشتن است.زمانه ی خواندن ونوشتن است.زمانه ی گفتن و شنیدن است. گفتنی هایی که همه می دانند اما جرات ابراز آن را حتی برای خودشان را هم ندارند.

 

+ نوشته شده توسط آرمان در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM