تبليغاتX
درختان عقیم
    تورو:
      «... ،هنگامی که قدرت در دست مردم قرار می گیرد، دلیل واقعی
   اینکه اکثریت ،اجازه ی حکومت بر اقلیت را به مدتی طولانی به خود می دهند،
   بر حق دانستن خود ویا به مصلحت اقلیت دانستن تصمیم خود نیست،بلکه دلیل
   این امر آن است که خود را قوی تر می بینند؛ولی واقعیت این است که پایه ی
   جامعه ای که در تمامی موارد ، نظر اکثریت بر آن حاکم است، بر عدالت-
    حتی به اندازه ای که در فهم انسان می گنجد – استوار نیست.»
       اما نظر من در 3 نکته
   1-دموکراسی نظم حاکم در به قدرت رسیدن قدرت مندان است .
   2-مزیت دموکراسی برای مردم عادی در نجنگیدن بر سر منافع زورمندان
   است .یعنی با استقرار دموکراسی می توانیم انتظار داشته باشیم دیگر مردم ،
   پیاده نظام وهزینه دهندگان اصلی جنگ بین فلان الدوله و بهمان السلطنه
   نباشند.
   3-قانون «وحی» نیست . پس ممکن است قانونی بر خلاف حقیقت ،عدالت و...
   تصویب شود .در این صورت وظیفه ی ما در یک جامعه یمدنی چیست؟
   تناقض حق با قانون ،تضاد عدالت با قانون .
   تورو در این مواقع ،نافرمانی مدنی را اعلام می کند وگاندی قانون
   عدم خشونت،رنج کشیدن وعدم همکاری با بدی را آغاز می کند.
+ نوشته شده توسط آرمان در و ساعت |

 

 

 زمان ،زمان ،زمین ، زمان

 زمین پر است از زمان

 بدین ،بدان

 نه این ، نه آن

 زمان صدای می کند،   هم این ، هم آن

  جهان فراخ می شود

  هم این ،هم آنه می شود

  صدا سرانه می شود

  سکوت آشیانه می شود

  زمان ،زمان ،زمین ، زمان

  زمان حلول می کند

  زمین طلوع  می کند

  و آدمی پس از قرون  انتظار

  به زندگی ، به هرزگی ، به عشقهای جاودان

  دگر سلام می کند

 

+ نوشته شده توسط آرمان در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM