تورو:
«... ،هنگامی که قدرت در دست مردم قرار می گیرد، دلیل واقعی
اینکه اکثریت ،اجازه ی حکومت بر اقلیت را به مدتی طولانی به خود می دهند،
بر حق دانستن خود ویا به مصلحت اقلیت دانستن تصمیم خود نیست،بلکه دلیل
این امر آن است که خود را قوی تر می بینند؛ولی واقعیت این است که پایه ی
جامعه ای که در تمامی موارد ، نظر اکثریت بر آن حاکم است، بر عدالت-
حتی به اندازه ای که در فهم انسان می گنجد – استوار نیست.»
اما نظر من در 3 نکته
1-دموکراسی نظم حاکم در به قدرت رسیدن قدرت مندان است .
2-مزیت دموکراسی برای مردم عادی در نجنگیدن بر سر منافع زورمندان
است .یعنی با استقرار دموکراسی می توانیم انتظار داشته باشیم دیگر مردم ،
پیاده نظام وهزینه دهندگان اصلی جنگ بین فلان الدوله و بهمان السلطنه
نباشند.
3-قانون «وحی» نیست . پس ممکن است قانونی بر خلاف حقیقت ،عدالت و...
تصویب شود .در این صورت وظیفه ی ما در یک جامعه یمدنی چیست؟
تناقض حق با قانون ،تضاد عدالت با قانون .
تورو در این مواقع ،نافرمانی مدنی را اعلام می کند وگاندی قانون
عدم خشونت،رنج کشیدن وعدم همکاری با بدی را آغاز می کند.
«... ،هنگامی که قدرت در دست مردم قرار می گیرد، دلیل واقعی
اینکه اکثریت ،اجازه ی حکومت بر اقلیت را به مدتی طولانی به خود می دهند،
بر حق دانستن خود ویا به مصلحت اقلیت دانستن تصمیم خود نیست،بلکه دلیل
این امر آن است که خود را قوی تر می بینند؛ولی واقعیت این است که پایه ی
جامعه ای که در تمامی موارد ، نظر اکثریت بر آن حاکم است، بر عدالت-
حتی به اندازه ای که در فهم انسان می گنجد – استوار نیست.»
اما نظر من در 3 نکته
1-دموکراسی نظم حاکم در به قدرت رسیدن قدرت مندان است .
2-مزیت دموکراسی برای مردم عادی در نجنگیدن بر سر منافع زورمندان
است .یعنی با استقرار دموکراسی می توانیم انتظار داشته باشیم دیگر مردم ،
پیاده نظام وهزینه دهندگان اصلی جنگ بین فلان الدوله و بهمان السلطنه
نباشند.
3-قانون «وحی» نیست . پس ممکن است قانونی بر خلاف حقیقت ،عدالت و...
تصویب شود .در این صورت وظیفه ی ما در یک جامعه یمدنی چیست؟
تناقض حق با قانون ،تضاد عدالت با قانون .
تورو در این مواقع ،نافرمانی مدنی را اعلام می کند وگاندی قانون
عدم خشونت،رنج کشیدن وعدم همکاری با بدی را آغاز می کند.
+ نوشته شده توسط آرمان در و ساعت
|
